معاملات پشت سر هم


بازارها می‌توانند بر خلاف تحلیل شما معکوس شوند

آموزش کامل باز کردن و بستن معامله در فیوچرز بایننس

آموزش کامل باز کردن و بستن معامله در فیوچرز بایننس

شاید برای کسانی که تازه با بخش فیوچرز صرافی بایننس آشنا شده اند چگونگی باز و بسته کردن معاملشان در این بخش مشکل باشد و ندانند چگونه باید یک معامله را باز کنند و چگونه آن را ببندند. در این مقاله سعی داریم تا به آموزش باز کردن یک معامله فیوچرز بپردازیم و سپس بیاموزیم چگونه از راه های مختلف نظیر تریلینگ استاپ و یا مارکت معامله را ببندیم.

مباحثی که در این مقاله خواهیم آموخت:

قبل از مطالعه این مقاله اگر اطلاعات کاملی درباره خود فیوچرز بایننس و به طور کلی صرافی بایننس ندارید حتما وارد لینک های زیر شوید و آن مقالات را مطالعه کنید.

همانطور که می دانید یک معامله فیوچرز دو بخش کلی دارد،

  1. باز کردن معامله
  2. بستن معامله

شاید به نظر خنده دار بیاید صحبت درباره باز و بستن معامله اما خیلی از معاملات بخاطر اشتباه باز شدن با ضرر رو به رو شدند، خیلی از معاملات به دلیل بد بسته شدن با ضرر یا سود کم بسته شدن مواجه شدند، خیلی از معاملات به دلیل زود بسته شدن سود کلانی را از دست دادند. پس حتی اگر به نظر ساده و خنده دار باشد پیشنهاد می کنیم حتما تا انتهای مقاله با ما همراه باشید.

آنچه در این مقاله می‌خوانید

بخش اول: باز کردن معامله فیوچرز

باز کردن یک معامله فیوچرز از 5 بخش تشکیل می شود.

1. اهرم

قبل از باز کردن یک معامله اهرم (Leverage) خود را تنظیم کنید می توانید تمام اطلاعات لازم درباره اهرم و نکات آن را در مقاله اهرم چیست آکادمی ایران ریچ مطالعه کنید.

2. حالت معامله

حالت معامله خود را می توانید یا Isolated بگذارید و یا Cross. این دو حالت به پشتوانه مالی شما در معامله مرتبط است و بسیار هم مهم می باشد.

3. نقطه ورود

نقطه ورود خود را باید با کمک روش های تکنیکالی و استراتژی های معامله بدست آورید تا نقطه بدی ورود نکنید و وارد ضرر شوید. تنها کلید نقطه ورود خوب تکنیکال قوی است تا چارت ارز را به خوبی ارزیابی کنید و بهترین نقطه را پیدا کنید و وارد شوید.

پس از بررسی این نکات حجم معاملاتی خود را وارد می کنید و گزینه LONG/buy و یا SHORT/sell را انتخاب کنید و پوزیشن خود را باز کنید.

4. پوزیشن Limit و Market

از مهمترین سوالات کاربران درباره تفاوت پوزیشن Limit و پوزیشن Market است، این دو حالت برای باز کردن یک معامله کاربرد دارند، در حالت Market پوزیشن شما دقیقا در قیمتی که مارکت در حال معامله است باز می شود در این حالت هزینه Fee که شما برای باز کردن معامله پرداخت می کنید بیشتر است زیرا Taker هستید.

Taker کیست؟
کسانی هستند که هیچ رقمی را به عنوان order باز نمی کند و از order های بقیه استفاده می کند. این شخص taker حساب می شود و چون باعث تغییر رقم مارکت می شود باید Fee بالاتری پرداخت کند.

اما در حالت Limit شما یک معامله را در قیمتی Order می گذارید و در صورت رسیدن قیمت مارکت به Order شما پوزیشنتان باز می شود. در این حالت شما Maker هستید و Fee (کارمزد معامله) که پرداخت می کنید نسبت به حالت Market بسیار کمتر است. پس همیشه سعی کنید در حالت Limit پوزیشن خود را باز کنید.

Maker کیست؟
به کسانی Maker می گویند که یک قیمت خاصی را به عنوان Order خود قرار می دهند و در اصل چیزی را از کسی نمی گیرند.

زمانی که پوزیشن شما باز می شود از تب Open Orders به تب Positions می رود و در آنجا تمامی اطلاعات پوزیشنی که باز کردید وجود دارد:

  1. بر روی چه ارزی پوزیشن باز کردید.
  2. حجم پوزیشن شما چقدر است (Size)
  3. مبلغ ورودی شما چند است (Entry Price)
  4. مقدار سود یا ضرر شما بر حسب درصد و دلار (PNL)
  5. ریسکتان (Risk)
  6. مبلغ لیکوئیدی شما (Liq Price)

همچنین شما می توانید از پوزیشن باز شده خود در هر لحظه با کمک قابلیت فیوچرز بایننس اسکرین شات بگیرید.

بخش دوم: بستن معامله فیوچرز

بستن یک معامله فیوچرز از باز کردن آن مهمتر است.

  1. Stop Limit
  2. Stop Market
  3. Trailing Stop

پوزیشن Stop Limit چیست؟

فرض کنید یک معامله را با شرایطی که گفتیم باز کردید و حال قصد دارید آن را ببندید، Stop Limit یکی از گزینه های شما برای بستن پوزیشنتان است. در این حالت شما قیمتی را برای بسته شدن پوزیشنتان در نظر می گیرید و در صورت رسیدن قیمت مارکت به Order شما پوزیشنتان بسته می شود. مثلا در قیمت 32 لانگ گرفته اید و در قیمت 43 قصد دارید از معامله خارج شوید. در قیمت 43 حالت Stop Limit را فعال می کنید و در صورت رسیدن قیمت به قیمت مورد نظرتان پوزیشن شما بسته می شود و اگر قیمت نرسد پوزیشنتان باز خواهد ماند.

پوزیشن Stop Market چیست؟

پوزیشن Stop Market هم یکی از گزینه های تحت اختیار شما برای بستن پوزیشن است. تفاوتش با حالت Stop Limit همانند Limit و Market است. در حالت Stop Market شما Taker حساب می شوید و هزینه Fee بالاتری باید پرداخت کنید و در قیمتی که مارکت قرار دارد پوزیشن شما بسته می شود.

پوزیشن Trailing Stop چیست؟

از زیباترین پوزیشن های فیوچرز بایننس برای بستن معامله حالت Trailing Stop است.

فرض کنید شما در قیمت 32 لانگ گرفته اید و Stop Limit در قیمت 43 قرار داده اید، مارکت به قیمت شما می رسد و پوزیشن شما بسته می شود. اما قیمت تا سطوح 64 نیز بالا می رود در این حالت شما خوشحالید که سود کرده اید اما از سمتی هم ناراحتید که می توانستید بیشتر سود کنید، از سمتی هم نمی توان بالا سر معامله 24 ساعته نشست و خود را از کار و زندگی گذاشت. پس چاره کار چیست؟ چاره کار پوزیشن Trailing Stop است.

Trailing Stop Loss به معنی حد ضرر متحرک می باشد. شیوه کار چنین است که شما یک قیمتی را به عنوان فعال شدن Trailing Stop قرار می دهید. در صورت رسیدن مارکت به قیمت شما پوزیشنتان بسته نمی شود فقط Trailing Stop شما فعال معاملات پشت سر هم می شود و با درصدی که مشخص کرده اید پشت سر قیمت مارکت با یک اختلاف ( که در درصد مشخص شده ) حرکت می کند. هر چه قیمت بالاتر برود Trailing Stop شما نیز بالاتر می رود. تنها در صورتی Trailing Stop شما کار می کند که مارکت تغییر جهت دهد و به پایین بیاید و دوباره به Trailing Stop شما برخورد کند در این صورت پوزیشن شما بسته می شود.

خوبی Trailing Stop این است که نمی گذارد از سودهای بیشتر جا بمانید و همراه قیمت حرکت می کند و اگر معامله تغییر جهت داد و شما هم پای چارت نبودید معامله را برای شما می بندد و شما با سود از معامله خارج می شوید.

نتیجه گیری

در این مقاله حالت باز کردن و بستن یک پوزیشن فیوچرز را آموختیم و متوجه شدیم باید چه نکاتی را رعایت کنیم. حتما آموزش ببینید و حتما مدیریت سرمایه داشته باشید تا به سودهای بزرگ برسید، موفق باشید.

سوالات متداول

پوزیشن Buy Limit چیست؟

در این پوزیشن شما قیمتی را به عنوان قیمت خرید در نظر می گیرید و در صورت رسیدن مارکت به قیمت شما پوزیشنتان باز می شود و Fee کمی هم می پردازید.

پوزیشن Buy Market چیست؟

در این حالت پوزیشنتان را در قیمت مارکت باز می کنید و Fee پرداختی شما هم بیشتر می شود.

پوزیشن Stop Market چیست؟

در این حالت پوزیشن خود را در قیمت مارکت می بندید و Fee شما هم بیشتر است.

پوزیشن Stop Limit چیست؟

در این حالت قیمتی را برای بسته شدن پوزیشنتان در نظر می گیرید و در صورت رسیدن مارکت به آن قیمت پوزیشنتان بسته می شود و Fee پرداختیتان هم کمتر است.

پوزیشن Trailing Stop چیست؟

Trailing Stop نمی گذارد از سود مارکت جا بمانید و در کنار آن ریسک شما را هم کم می کند.

فاکتور بازدهی (Profit) برای ارزیابی درصد موفقیت در معاملات

درصد موفقیت یکی از مهمترین پارامتر ها برای ارزیابی عملکرد سیستم در معاملات بورس می باشد. استراتژی شما چه بر اساس نوسان گیری و چه براساس همراه شدن با روند بازار طراحی شده باشد، بایستی ضرر ده نباشد.

بنابراین سیستم معاملاتی مان را باید طوری طراحی کنیم که ترکیب نسبت سود به ضرر و احتمال موفقیت سود ده باشد. شکل زیر نمودار نسبت سود به ضرر و درصد موفقیت را نشان می دهد. این نمودار نشان دهنده ۴ موقعیت در سیستم معاملاتی است. محور عمودی درصد موفقیت و محور افقی نسبت سود به ضرر یا ریسک را نشان می دهد.

مهد سرمایه درصد موفقیت در معاملات بورس

نسبت سود به ضرر و درصد موفقیت

درصد موفقیت در معاملات بورس

چنانچه در تصویر بالا میبینید اگر در ناحیه سمت چپ و پایین قرار بگیرید به عنوان یک معامله گر بازنده به حساب می آیید. سعی کنید هیچ وقت در این ناحیه قرمز رنگ قرار نگیرید. یک معامله خوب در ناحیه های سمت راست و پایین یا در سمت چپ و بالا قرار می گیرد.

اما اگر هم نسبت سود به زیان بیشتر باشد و هم درصد موفقیت بالا باشد آنگاه بهترین معامله را انجام داده اید. ناحیه سمت راست و بالا نمایانگر این موقعیت است. فرمول زیر رابطه بین درصد موفقیت و ضریب سوددهی و نسبت سود به ضرر را نشان می دهد.

مهد سرمایه درصد موفقیت در معاملات بورس

  • P : درصد موفقیت
  • Pf ( Profit Factor) : نسبت مجموع سودها به مجموع ضررها
  • K : نسبت متوسط سودها به متوسط ضررها
  • Gross Profit : سود ناخالص (مجموع تمام سودها)
  • Gross Loss : ضرر ناخالص (مجموع تمام ضررها)

فرض کنید مقدار P کم و در حد ۳۰ % باشد، در آن صورت نسبت سود به ضرر باید به اندازه ای باشد تا Pf بزرگتر از ۱ گردد. فرمول بالا را می توان بر حسب Profit Factor هم نوشت.

مهد سرمایه درصد موفقیت در معاملات بورس

مثال: اگر احتمال درصد موفقیت ۴۰ % و نسبت سود به ضرر ۱٫۵ % باشد، در آن صورت خواهیم داشت:

مهد سرمایه درصد موفقیت در معاملات بورس

نسبت سود به ضرر و درصد موفقیت

چنانچه در فرمول بالا مشاهده کردید برای اینکه مقدار Pf از یک بزرگتر شود باید مقدار K زیاد باشد. اما در ادامه بحث خواهید دید تنها با افزایش نسبت سود به ضرر نمی توانیم معاملات موفقی داشته باشیم. بنابراین به یاد داشته باشید حجم معاملاتی تان را تنها بر اساس نسبت سود به ضرر (استراتژی روند دار) طراحی نکنید. چون در اغلب مواقع بازار در حالت رنج قرار می گیرد.

به طور مثال در سال ۲۰۱۱ که بازار اکثرا در حالت رنج قرار میگرفت و منجر به ضرر معامله گران می شد. پس حجم معاملاتی تان را بر اساس درصد موفقیت سیستم خود طراحی کنید. سوالی که مطرح است چرا بیشتر معامله گران بازار از پارامتر هایی چون Sharp ratio، Max drawdown، Payoff ratio، Profit Factor و Net profit استفاده می کنند؟

جواب: چون طراحی استراتژی هایی که درصد موفقیت بالایی دارند نسبت به استراتژی هایی که بر اساس نسبت سود به ضرر می باشند، سخت هستند. شاید با optimize سیستم نتیجه در کوتاه مدت سود ده شود. ولی اگر مقدار احتمال موفقیت به مدت طولانی پایین باشد، ریسک ورشکستگی را بالا می برد. بیشتر معامله گران به این موضوع اهمیت نمی دهند.

مهد سرمایه درصد موفقیت در معاملات بورس

بیایید از لحاظ ریاضی آن را بررسی کنیم :

وقتی احتمال درصد موفقیت یعنی تعداد معاملات سود ده (w) کم باشد، در نتیجه تعداد معاملات ضرر ده (L) زیاد خواهد بود. در اینجا اگر به صورت متوالی ضرر کنید به کل سرمایه تان را از دست خواهید داد. در واقع اگر تعداد معاملات ضررده شما بیشتر باشد، احتمال ضرر های متوالی هم بیشتر خواهد بود.

با مثالی این موضوع را بهتر توضیح می دهیم :

فرض کنیم یک معامله گر با رعایت قوانین مدیریت سرمایه در هر معامله ۲ درصد از سرمایه اش را ریسک می کند. اگر این معامله گر ۵ بار پشت سر هم ضرر کند، ۱۰ درصد از سرمایه اش را از دست خواهد داد. این مقدار ضرر هزینه زیادی است. اکنون می خواهیم ضرر های پشت سر هم را از لحاظ علم روانشناسی بررسی کنیم.

فرض کنیم استراتژی معاملاتی شما روندی بوده و بسیار سود ده باشد، اما تعداد ضرر های شما بیشتر از سود های شماست. اگر شما خودتان دستی معامله کنید و از اکسپرت استفاده نکنید، بعد از ۵ بار ضرر متوالی آیا به سیستم معاملاتی خود شک خواهید کرد؟ آیا همچنان به معامله گری با همان استراتژی ادامه می دهید؟

معامله گران کمی مانند ماشین عمل می کنند و بعد از ۵ ضرر متوالی نیز به استراتژی شان وفادار باقی می مانند. چون باخت های زیاد از لحاظ روحی و روانی بر معامله گر تاثیر می گذارد.

مهد سرمایه درصد موفقیت در معاملات بورس

نتیجه گیری

استراتژی هایی که درصد موفقیت پایینی دارند شاید در زمان بک تست گرفتن نتیجه خوبی داشته باشند ولی ریسک ورشکستگی بالایی خواهند داشت. چون می دانیم بازار یک مکانی غیر قابل پیشبینی می باشد و اغلب در ۷۰ درصد مواقع در حالت رنج قرار دارد.

بنابراین توصیه می شود در معاملات اکسپرت از استراتژی های اسیلاتوری استفاده شود. اگر از استراتژی های روند دار استفاده می کنید، بهتر است در تعیین حجم معاملاتی خیلی محافظه کارانه عمل شود.

5 اشتباه مرگبار معامله گری

5 اشتباه مرگبار معامله گری

برای حرفه ای شدن در این بازار بهتر است اشتباهات خود را یادداشت کنید تا آنها را تکرار نکنید. همراه ما باشید تا 5 اشتباه مرگبار معامله گری را بررسی کنیم.

وارن بافت یکی از بهترین سرمایه‌گذاران است که اشتباهات زیادی در ترید و معاملات اولیه خود داشته و با درس گرفتن از آنها به یک سرمایه‌گذار موفق تبدیل شده است.

اغلب سرمایه گذاران این واقعیت ساده را نمی پذیرند که انسان هستند و مانند بزرگترین سرمایه گذاران مستعد اشتباه کردن هستند.

بدترین کاری که می توانید انجام دهید این است که اجازه دهید غرور شما بر جیب شما اولویت داشته باشد و سرمایه گذاری زیانده را نگه دارید.

مارتین شوارتز، تاجر افسانه‌ای وال استریت، در کتاب خود «پیت بول: درس‌هایی از تاجر روز قهرمان وال استریت»، پست‌ها و بلندی‌های حرفه تجارت درخشان خود را به اشتراک گذاشته است.

او به شیوه معمولی پر زرق و برق خود، به یاد می آورد که چگونه در عرض چند ساعت پس از انجام اولین معامله، 10000 دلار از دست داده است.

اما آنچه در مورد این کتاب برجسته است این است که چگونه شوارتز آشکارا درباره اشتباهات تجاری که مرتکب شده بود صحبت کرد، به ویژه زمانی که او تازه وارد معامله شد.

او نحوه آموختن و تصحیح این اشتباهات را توضیح می دهد و از آن به بعد او به یکی از موفق ترین و مشهورترین تاجران جهان تبدیل شد.

کتاب شوارتز اشاره ای عملی و واقع بینانه به رایج ترین اشتباهات معاملاتی است.

و شکی نیست که اکثر معامله گران اشتباهات مشابهی را در یک زمان یا زمان دیگر مرتکب شده یا دارند.

انجام اشتباهات معاملاتی بخشی از سفر هر معامله گر است. چه در این حوزه تازه وازد باشید چه حرفه ای، به احتمال زیاد مرتکب اشتباهات رایج معاملاتی خواهید شد.

برخی از این اشتباهات هزینه بیشتری نسبت به سایرین دارند. در واقع برخی از اشتباهات وجود دارد که پذیرفتن آنها سخت است.

و برای برخی از معامله گران، نادیده گرفتن یک اشتباه و تکرار آن بارها و بارها می تواند تفاوت بین تبدیل شدن به یک معامله گر موفق یا بازنده را بیان کند.

برای کمک به معامله‌گران فهرستی از رایج‌ترین اشتباهات معاملاتی را گردآوری کرده‌ایم:

1) هیچ استراتژی خفن نیست

یک فرد تازه به یک استراتژی سود ده رسیده و بک تست هم از استراتژی گرفته است. بعد از پیاده سازی استرتژی و چند ضرر پشت سر هم، می‌گوید استراتژیم به درد نمی‌خورد و آن را کنار می‌گذارد و سراغ استراتژی بعدی می‌رود. این آدم هم دچار ترید بازی می‌باشد.

یک سرمایه گذار حرفه ای همیشه بازار را دشمن خود می‌پندارد و برای هر یک از رفتارهای بازار برنامه مشخص و از پیش تعیین شده‌ای دارد و این آمادگی را دارد تا بازار هر گونه رفتار غیرقابل پیش‌بینی را از خود نشان دهد.

پس از طراحی یا انتخاب استراتژی مد نظر خود به آن پایبند باشید و ذهن خود را درگیر اخبار و شایعات نکنید.
توجه داشته باشید که استراتژی شما دارای چهارچوب، قوانین و منطق مشخصی هست و احساسات هیچ جایگاهی در استراتژی ندارد بنابراین کاملا گوش به فرمان و مطیع استراتژی خود باشید.

استیو جابز در مورد سادگی یک استراتژی می گوید.
گاهی یک کار ساده می‌تواند سخت تر از یک کار پیچیده باشد. باید سخت تلاش کنید تا استراتژی شما شفاف شود و در یک چک لیست مکتوب گردد.
این توضیحات باید انقدری شفاف و واضح باشد که شما را در سر دو راهی برای تصمیم‌گیری قرار ندهد.

2) ترید بدون تعصب

سود کردن در یک ارز را فراموش کنید و در لحضه تحلیل و بررسی می کند.

ممکن است یک نفر با یک روش تحلیلی به سود خوبی رسیده باشد و دیگر هیچ روش تحلیلی دیگری را قبول نداشته و باورش این باشد که این تنها مسیر رسیدن به اهدافش است. حتی این فرد هم درگیر ترید بازی شده است و این تعصب باعث می‌شود که این فرد اشتباهات خیلی زیادی انجام دهد

گاهی پیش آمده است که شما از یک ارز سود خوبی کسب کرده اید و باور دارید که این رمزارز سوده است.
این تعصب سبب اشتباهات خیلی زیاد و ضررهای جبران ناپذیری می شود.

3) فیوچرز ترید کردن و وحشت عقب ماندن از بازار

برای ترید در فیوچرز بهتر است اول در اسپات کارکنین و پس از کسب تجربه و توانایی تحلیل معاملات لوریج دارد باز کنید.

معاملات اهرمی همانند مشیر دولبه است همانطور که میتواند سود های کلان دهد سبب ضررهای کلان هم می شود.

4) ایمان داشتن به تحلیل

بهتر است به جای سیگنال گرفتن از دیگران خودتان علم به معامله را در بازار کسب کنید و به تحلیل خود ایمان داشته باشید.

برخی از سرمایه گذاران تمایل دارند بر این باورند که هرگز نمی توانند در سرمایه گذاری برتری داشته باشند زیرا موفقیت در بازار سهام فقط برای سرمایه گذاران پیچیده محفوظ است.

این تصور اصلاً حقیقتی ندارد، با اختصاص زمان کمی به یادگیری و تحقیق، سرمایه‌گذاران می‌توانند به خوبی برای کنترل پرتفوی‌ها و تصمیم‌های سرمایه‌گذاری معاملات پشت سر هم خود مجهز شوند و سود کسب کنند.

به یاد داشته باشید، بسیاری از سرمایه گذاری ها به عقل سلیم و عقلانیت پایبند هستند.

هر سرمایه‌گذار کوچکی که استراتژی سرمایه‌گذاری درستی داشته باشد، به همان اندازه شانس موفقیت در بازار را دارد.

5) بیش از حد ترید کردن

رایج ترین و قدیمی ترین خطای یک معامله گر بیش از حد ترید کردن است.

شاید برا شما هم پیش آمده باشد که فقط در یک روز یا حداکثر چن روز بیش از حد ترید کرده باشید و مقدار زیادی پول خرج صرافی ها کرده باشید و هیچ عایدی نداشته اید.

احساسات در ترید به شدت کار شما را خراب میکند و باعث می‌شود دچار توهم شوید، توهم هارا فراموش کنید و تمرکز کنید.

الگوهای کوتاه مدت را کنار بگذارید، به خصوص اگر تازه کار هستید. پیشنهاد میشود هرچند هفته یک بار یا ماهانه ترید کنید.

دیدن الگوهای بلندمدت آسان‌تر است و خیلی هم بیشتر به نفعتان است. نیاز نیست که تمام روز را به نمودارها چشم بدوزید و خودتان را با الگویی که اصلا وجود خارجی ندارند عصبی کنید. وقتی که خودتان را مجبور نکنید روزی ۸ ساعت به صفحه نمایش خیره شوید، کار واقعا آسان‌تر می‌شود.

لازم به ذکر است که نظرات متفاوتی درباره اشتباهات مطرح شده است و میتوان صدها و هزارها اشتباه را پیدا کرد ما سعی کردیم مهم ترین آنها را برای شما بیان کنیم.

اگر به حوزه کریپتو علاقه دارید پیشنهاد می کنیم دوره آموزشی ارزدیجیتال در مشهد ما را از دست ندهید. اساتید همیارکریپتو سعی دارند تا مفاهیم دنیای کریپتو را براساس نیاز کاربر و روند بازار آموزش دهند.

این دوره به صورتی پایه تا پیشرفته طراحی شده و تمامی افراد در هر سطحی می توانند از آن استفاده کنند.

جهت مشاوره و کسب اطلاعات بیشتر با ما تماس بگیرید. 09309127474

چرا بیشتر تریدرها و قماربازها می‌بازند؟ راز ضرر در معاملات

چرا بیشتر تریدرها و قماربازها می‌بازند؟ راز ضرر در معاملات

یکی از جالب‌ترین مباحث در ترید و معامله که در بسیاری از بخش‌های زندگی هم آن را حس می‌کنیم، چیزی است که معامله‌گران به آن «محرک تصادفی» (Random Reinforcement) می‌گویند.

محرک تصادفی همانطور که از اسمش پیداست، زمانی رخ می‌دهد که یک تریدر تازه‌کار، از یک روش خاص، در معامله به سود می‌رسد، در صورتی که لزوما علت کسب سود، آن روش نبوده است. یا اینکه یک تریدر ماهر تصادفی ضرر می‌کند، در حالی که تحلیل‌ها و برنامه‌ی او اشتباه نبوده‌اند.

در بازارها گاهی اوقات شاهد این هستیم که تریدرهای حرفه‌ای ضرر می‌کنند و معامله‌گران تازه‌کار به سود زیادی می‌رسند، در حالی که شاید تریدر ماهر همه اقدامات و تحلیل‌هایش را درست انجام داده باشد، اما شرایطی رقم خورده که از اختیار او خارج بوده است.

وقتی یک تریدر تازه‌کار در حالی که تحلیلش اشتباه بوده و بدون برنامه معامله کرده، به سود می‌رسد، به احتمال زیاد فکر می‌کند که روش درستی را برگزیده و به تدبر و تعقل خود می‌بالد. او به روش خود ادامه می‌دهد و در نهایت ضرر زیادی را متحمل خواهد شد.

همچنین وقتی یک تریدر ماهر که تحلیلش درست بوده اما مثلا بازار به خاطر دستکاری تغییر روند داده، ضرر می‌کند، این تریدر با فکر اینکه تا به اینجا اشتباه می‌کرده، برنامه و روش درستِ تحلیل خود را عوض می‌کند.

اصلی‌ترین دلیل ضرر کردن اغلب تریدرهای بازار همین محرک‌های تصادفی است که معامله‌گران را کاملا به اشتباه می‌اندازد.

در سال ۲۰۱۷ همه نابغه بودند!

در سال ۲۰۱۷ که قیمت‌ همه‌ی ارزهای دیجیتال به طرز جنون‌آمیزی بالا می‌رفت، کسب سود مثل آب خوردن بود. در این بین خیلی‌ها فکر کردند نابغه هستند و کانال‌های تلگرامی و سیگنال‌دهی VIP مثل قارچ رشد کرد.

چه تعداد افرادی که خودشان را با الگوهای خیالی در تحلیل تکنیکال گول نزدند و چه تعداد افرادی که شب و روز از معجزه تحلیل‌هایشان نمی‌گفتند. اما حقیقت این بود که در سال ۲۰۱۷ و مخصوصا نیمه دوم آن، هر چه می‌خریدید سود می‌کردید.

تریدرهای تازه کار

سال ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ به خیلی‌ها اثبات کرد که ترید کردن و تحلیل در بازار قانون‌گذاری‌نشده و پر از نهنگ ارزهای دیجیتال به این سادگی‌ها نیست. ترید کردن خوابیدن و پول درآوردن نیست.

نقطه اشتراک معامله و قمار

محرک تصادفی می‌تواند عادات بد و طولانی مدت در یک معامله‌گر ایجاد کند که ترک آن بسیار مشکل خواهد بود. یکی از دلایلی که معامله بی شباهت با قمار نیست، همین اعتیاد به انجام آن است که نتیجه‌اش جز ضرر نیست.

علت اینکه قماربازان همینطور به قمار ادامه می‌دهند، این است که آن‌ها پس از چند باخت، بالاخره می‌برند و همین برایشان کافی است که به بخت‌آزمایی ادامه دهند، اما علم ریاضی اثبات می‌کند که در بلند مدت در حال از دست دادن تمام دارایی‌شان هستند، چون مثلا اگر ۸ تومان می‌برند ۱۰ تومان می‌بازند.

یک قمارباز پس از چند بار باخت، روش خود را به طور کامل تغییر می‌دهد و به روش دیگری روی می‌آورد تا شاید باخت‌هایش جبران شود، در حالی که ممکن است روش اولش بهتر بوده باشد و فقط بدشانسی محض یا تقلب باعث باخت شده. در واقع هر چقدر که قمارباز پول کمتری برای ریسک کردن و پایبند ماندن به روشش داشته باشد، زودتر تمام دارایی خود را می‌بازد.

برای نمونه می‌توان به سایت‌های شرط‌‌‌بندی فوتبال که این روزها بسیار زیاد هستند و افراد را به نابودی می‌کشانند، اشاره کرد.

افراد در این سایت‌ها رویکردهای مختلفی را برای بردن انتخاب می‌کنند. یکی روی گل‌های زده بازی تمرکز می‌کند و یکی مثلا روی کرنرها شرط می‌بندد. افراد زیادی در این سایت‌ها، بازی‌های فوتبال را به طور دقیق تحلیل و بررسی می‌کنند اما بیشتر آن‌ها در نهایت بازنده هستند.

فرقی نمی‌کند چه روشی را انتخاب کنید، سایت همیشه برنده است.

ضریب‌ها در این سایت‌ها طوری تعیین می‌شوند که در بلند مدت ضرر کنید. مثلا اگر یک شرط احتمال ۵۰ درصد برد را دارد، ضریب طوری تعیین می‌شود که شانس سایت ۵۲ درصد و شانس کاربر ۴۸ درصد باشد. به این صورت در بلند مدت و با تکرار، همیشه سایت‌ها برنده هستند، حتی اگر عده‌ کمی از قماربازها با خوش‌شانسی یا نفوذ سود کنند.

شرط بندی

ذات معاملات و ترید با ذات قمار فرق می‌کند اما در بازارهای مالی هم همیشه شرایطی وجود دارند که از اختیار معامله‌گر خارج است.

درک این نکته که سود کردن یا ضرر کردن شما ممکن است به علت تحلیل‌های شما نبوده باشد، در کنترل احساسات و تقویت نیروی روانی در معاملات بسیار موثر است. برای درک بهتر، به دو مثالی که در ادامه آورده‌ایم توجه کنید.

مثال ۱: در توهم تحلیل‌گر بودن

محمد می‌خواهد یک تریدر ارز دیجیتال شود. او درباره ارزهای دیجیتال به خوبی اطلاعات دارد، اخبار را دنبال می‌کند معاملات پشت سر هم و دانش خوبی درباره اقتصاد دارد اما تاکنون ترید نکرده است. وقتی از دور به بازار و قیمت‌ها نگاه می‌کند، با خودش می‌گوید که پول در آوردن از این بازار کاری ندارد و چند باری هم همینطور از روی چشم بازار را پیش بینی کرده و درست از آب درآمده.

محمد یک حساب صرافی ایجاد می‌کند و همان موقع چشمش به یک ارز دیجیتال میفتد که در پایین‌ترین قیمت یکی دو سال گذشته خود قرار دارد. با خودش می‌گوید که امکان ندارد قیمت از این پایین‌تر بیاید. خیلی سریع و بدون هیچ برنامه‌ای ۱ میلیون تومان از آن ارز دیجیتال می‌خرد.

کمی بعد بازار رشد می‌کند و محمد ۲۰۰ هزارتومان سود می‌برد. حالا فکر می‌کند که استراتژی خودش را پیدا کرده است: «هر ارزی که در یک هفته بیش از ۲۰ درصد سقوط کرده بود را بخر و بعد صبر کن تا سود کنی» چند بار محمد روش خود را امتحان می‌کند و به سود می‌رسد.

تا اینکه یک روز می‌بیند قیمت ارز دیجیتال بیت کانکت، ۲۰ درصد کاهش یافته است. طبق استراتژی خودش مقدار زیادی بیت کانکت می‌خرد. اما خیلی زود خبر کلاهبرداری بیت کانکت منتشر می‌شود و این ارز دیجیتال با ۱۰۰ درصد کاهش به صفر می‌رسد.

و این گونه محمد متوجه می‌شود که لزوما بعد هر سقوطی، شاهد صعود نخواهیم بود.

چرا بیشتر تریدرها و قماربازها می‌بازند؟ راز ضرر در معاملات

در انتظار صعود!

حالا یک مثال دیگر، این بار برای تریدرهای حرفه‌ای و با تجربه‌تر.

مثال ۲: خارج شدن از راه راست!

محمد برای مدتی در بازار فعالیت کرده، تجربه بدست آورده و به این درک رسیده است که ترید کردن از روی احساسات و بدون برنامه مکتوب و تحلیل دقیق اشتباه است. او از اشتباهات قبلی خود درس گرفته و حالا مطابق با تحلیل و برنامه ترید می‌کند.

برنامه او برای چند ماه درست کار کرده و او به طور کلی سود می‌کند. اما بعد از مدتی ضررها آغاز می‌شوند. بیشتر تحلیل‌های او اشتباه از آب در می‌آید و به ضرر افتاده است.

او برنامه خود را به طور کامل کنار می‌گذارد و سعی می‌کند که یک استراتژی دیگر برای خودش بنویسید. اما این استراتژی امتحان خود را پس نداده است و محمد غافل از اینکه بازار به خاطر دستکاری یا هر چیز دیگری تغییر روند می‌دهد، یک برنامه درست را با یک برنامه تست نشده عوض می‌کند. گویی که دوباره دارد ترید را از اول شروع می‌کند.

جمع‌بندی

استراتژی

بازارها می‌توانند بر خلاف تحلیل شما معکوس شوند

بازارها بسیار پویا و مدام در حال تغییر هستند. اتفاقات تصادفی و رویدادهای اجتناب‌ناپذیر گاهی اوقات باعث می‌شوند که تریدرهای بدون مهارت سود ببرند و تریدرهای ماهر ضرر کنند و این همیشه اتفاق می‌افتد.

راهکار دقیقی برای درگیر نشدن در اتفاقات تصادفی یا عمدی بازار (مثل دستکاری) وجود ندارد و باید این حقیقت را پذیرفت که بیش از ۹۵ درصد معامله‌گرانِ کوتاه مدت در نهایت ضرر می‌کنند.

اما می‌توان با داشتن برنامه و البته کسب تجربه، تا حد زیادی ریسک محرک‌های تصادفی را کاهش داد. فراموش نکنید که حتی بهترین تریدرهای دنیا هم گاهی اوقات پشت سر هم ضرر می‌کنند.

با داشتن یک برنامه معامله که مکتوب باشد و انجام تحقیقات کافی پیش از معامله، با بررسی نتایج تریدها در طی چند ماه، می‌توان حدس زد که آیا استراتژی مناسبی دارید یا خیر. لازم به ذکر است که بازار ارزهای دیجیتال بیشتر از هر بازار دیگری دارای محرک‌های تصادفی و عمدی است و برای همین به عقیده کارشناسان، معامله در این بازار از بازارهای دیگر ریسک بیشتری دارد.

بازی احتمالات در معامله گری

وقتی صحبت از مقوله ی احتمالات می شود، اکثر ما به یاد مثال پرتاب سکه می افتیم که ۵۰ درصد احتمال دارد شیر و ۵۰ درصد احتمال دارد خط بیاید. آیا می توان مقوله ای، به سادگی پرتاب سکه را به طور موثری بر بازار بورس هم اعمال کرد؟

این کار دست کم می تواند به طرق مختلف ابزاری برای ورود به بازار ها را در اختیارمان بگذارد. البته باید این نکته را به خاطر داشته باشیم که برداشت و تصورات نادرست یک معامله گر درباره ی مقوله ی احتمالات می تواند دلیل اصلی ضررهای وی در بازار باشد!

مقاله ی حاضر مقدمه ای درباره ی احتمالات در معامله گری و بخشی جدایی ناپذیر از نظام مالی، یعنی مقوله ی آمار، است که عموما نادیده گرفته شده است.

از واژه ی آمار نترسید؛ در این مقاله سعی می کنیم نکات لازم را به زبان ساده و به دور از اعداد و فرمول های زیاد توضیح دهیم…

درک فلسفه پرتاب سکه

در یک بازه ی زمانی کوتاه مدت هر اتفاقی ممکن است روی دهد. به همین دلیل است که می توان قیاس پرتاب سکه را در مورد بازار سهام هم به کار برد.

فرض کنید که قیمت یک سهم می تواند به همان راحتی که بالا می رود، پایین بیاید. با این حساب، احتمال کسب سود در یک معامله ۵۰درصد خواهد بود. با اینکه امیدواریم امروزه کسی در بازه های زمانی کوتاه مدت معاملات تصادفی انجام ندهد، کار را با این سناریو شروع می کنیم: اگر مانند مثال سکه، احتمال کسب سود با احتمال ضرر در یک معامله برابر باشد، آیا با وقوع متوالی چند سود یا ضرر، می توانیم نتایج آتی را پیش بینی کنیم؟

خیر. بر اساس معاملات تصادفی این کار امکان پذیر نیست؛ این تصور، اشتباهی رایج است و در هر معامله، صرف نظر از نتایج قبلی، احتمال سود یا ضرر ما ۵۰ درصد خواهد بود نه بیشتر!

تکرار و توالی، یعنی وقوع نتایج مشابه پشت سر هم در رخدادهایی با احتمال وقوع ۵۰/۵۰ پیش می آید. در ادامه جدولی را مشاهده می کنید که احتمالات وقوع چنین تکرارهایی را نشان می دهد.

رخداد
احتمال ٪

درست اینجاست که ما با مشکل مواجه می شویم. فرض کنید ما تا کنون پنج معامله متوالی سودده داشته ایم. طبق جدول بالا، که احتمال درست یا اشتباه بودن تصمیم ما طی پنج مورد متوالی بر اساس احتمال ۵۰ درصدی را نشان می دهد، ما تا اینجای کار واقعا بر احتمالات پیروز شده ایم.

مطابق جدول، احتمال کسب سود در ششمین معامله خیلی کم است اما در عمل، اصلا اینطور نیست؛ احتمال موفقیت ما کماکان ۵۰ درصد است نه بیشتر! مردم با عدم درک این موضوع میلیون ها تومان پول بی زبان را در بازار بورس از دست می دهند و ضرر می کنند؛ دلیلش هم اینست که احتمالاتی که در جدول می بینید، بر اساس رخدادهای آتی نامشخص و احتمال وقوع آنها محاسبه شده اند.

وقتی که ۵ بار پشت سر هم موفق به کسب سود می شویم، آن معاملات دیگر نامشخص نیستند. در نتیجه، معامله ی بعدی ما یک توالی جدید را می سازد و ما هر بار باید از بالای جدول شروع کنیم؛ که این یعنی احتمال کسب سود در هر معامله ای ۵۰ درصد است!

دلیل اهمیت زیاد این موضوع اینست که اغلب، وقتی معامله گران وارد بازار می شوند، اشتباها یک رشته از سود یا ضررهای متوالی شان را به مهارت یا عدم مهارتشان ربط می دهند که درست نیست.

فرقی نمی کند با معامله گری روبرو باشیم که در کوتاه مدت معاملات متعددی انجام می دهد یا اینکه با سرمایه گذاری مواجه باشیم که افق بلند مدتی دارد و به چند معامله محدود در طی سال اکتفا می کند؛ در هر دو صورت باید بدانیم که نتایج معاملات آنها باید به طُرق متفاوتی تحلیل شوند تا بفهمیم آیا آن معامله گران صرفا شانس آورده اند یا مهارتشان دلیل اصلی موفقیتشان بوده است. هر چند در اینجا تصمیم ندارم بحث های پیچیده ی آمار و احتمالات را برایتان باز کنم اما یادمان باشد که در همه اوقات می توان از آمار بهره جست.

نتایج بلند مدت

مثال بالا، معامله ای با احتمال موفقیت یا شکست ۵۰ درصدی در یک بازه ی زمانی کوتاه مدت را نشان داد. اما ایا می توان چنین مثالی را در مورد معاملات بلند مدت هم به کار برد؟

این کار تا حدی ممکن است؛ معامله گری که با افق بلند مدت اقدام به خرید می کند، معاملات محدود تری انجام خواهد داد و در نتیجه، ما به زمان بیشتری برای گردآوری داده ها از معاملات نیاز خواهیم داشت تا بفهمیم دلیل موفقیت وی صرفا شانس یا مهارت های وی بوده است.

ممکن است معامله گری که با دید کوتاه مدت فعالیت می کند، در هفته ۳۰ معامله انجام دهد و به مدت دو سال به صورت ماهانه شاهد سود باشد. آیا چنین معامله گری با مهارت های خود توانسته است بر احتمالات فایق آید؟

با در نظر گرفتن احتمال وقوع و تکرار ۲۴ ماه پرسود (که تقریبا غیرممکن به نظر می آید) می توان مهارت وی را دلیل موفقیتش دانست.

سرمایه گذاری که با دید بلند مدت طی دو سال گذشته اقدام به انجام ۳ معامله کرده است که منجر به کسب سود شده است را چطور ارزیابی می کنید؟ آیا دلیل موفقیت های این معامله گر هم مهارت های وی بوده است؟

الزاما اینطور نیست. در حال حاضر، این معامله گر ۳ بار پشت سر هم موفق شده است ولی با توجه به مقوله ی احتمالات تصادفی، می دانیم کسب چنین نتیجه ای آن چنان دور از دسترس نبوده است!

نکته مهم اینست که مهارت صرفا در تصمیمات کوتاه مدت منعکس نمی شود (تعریف کوتاه مدت با توجه به استراتژی معامله گری از یک روز تا یک سال متغیر است) ؛ بلکه می توان آن را در بلند مدت نیز تشخیص داد.

ما فقط به داده های کافی نیاز داریم تا بفهمیم آیا یک استراتژی به اندازه کافی جهت غلبه بر احتمالات تصادفی قدرت داشته است یا خیر. اما حتی با وجود داشتن چنین داده هایی باید بخاطر داشته باشیم که بازه یک ماهه و یک ساله ای که معاملات در آنها انجام می شوند هم مانند هر معامله ای یک رخداد و رویداد تلقی می شوند!

اکیدا توصیه می کنم مطلب: چطور مطمئن شویم که معاملاتم سودده خواهد بود؟ را مطالعه کنید تا پی به ماهیت تصادفی نتایج معاملات ببرید!

معامله گری که طی هفته ۳۰ معامله انجام داده است، به دفعات قابل توجهی بر احتمالات روزانه و ماهانه غلبه کرده است. اثبات موفقیت یک استراتژی ظرف چند سال می تواند تمامی تردید ها درباره ی وجود شانس در معاملات را از بین ببرد.

اثبات سودآوری استراتژی معاملاتی معامله گری که دیدگاهی بلند مدت دارد و معاملاتش بیش از یک سال به طول می انجامد، در بازه ی زمانی بلند مدت تر و تحت شرایط بازار، به چند سال زمان نیازد دارد.

وقتی که ما تمامی چارچوب های زمانی و شرایط بازار را لحاظ می کنیم، می توانیم بفهمیم چگونه در تمامی چارچوب های زمانی سود کنیم و چگونه احتمالات را به نفع خودمان به پیش ببریم و به احتمال برد بالاتر از ۵۰درصد دست پیدا کنیم. البته باید بگویم که اگر میزان سود کسب شده از میزان ضرر یبشتر باشد، کسب سود در کمتر از ۵۰ درصد اوقات، دیگر خللی در روند معاملاتی معامله گر ایجاد نخواهد کرد.

معامله گران موفق چطور پول در می آورند؟

همه می دانیم که کسب سود در بازارها بر اساس وقوع چند برد متوالی و شانسی نیست. اما سوال اینست که ما چطور می توانیم از احتمالات به نفع خودمان بهره ببریم؟ کسب سود از دو تفکر و برداشت عمده ناشی می شود:

  • مورد اول به کسب سود در تمامی چارچوب های زمانی یا حد اقل تعداد بردهای بیشتر اشاره دارد که در بالا بدان اشاره شد.
  • برداشت دوم، به وجود روند در بازارها اشاره می کند که منجر به فاصله گرفتن رفتار بازار از مثال پرتاب سکه یا همان قمار و معاملات شانسی می شود.

قیمت های سهم طی دوره هایی تمایل به سمت و سوی خاصی دارند و بازار مکررا شاهد وقوع چنین روند ها و تمایلاتی بوده است. این امر برای افرادی که با علم آمار آشنا هستند، نشان دهنده ی وجود روندهای قیمتی در سهم است.

به این ترتیب، ما با یک منحنی احتمالات مواجه خواهیم بود که البته همانند منحنی زنگوله ای، شکل قرینه ای ندارد و به سمت و سویی بیشتر از نقطه ی میانه متمایل است؛ این یعنی معامله گران می توانند در صورت استفاده از روند ها حتی در یک چارچوب زمانی بسیار کوتاه مدت هم به صورت مستمر سود کنند.

مَخلصِ کلام

اگر روندها واقعا وجود دارند، و ما (به علت تاثیرگذاری تعصب و گرایش در آن معاملات که خود را در روند نشان خواهند داد،) دیگر نتوانیم به صورت تصادفی به نمونه گیری از داده ها بپردازیم، چرا مثال شانس ۵۰ درصدی که در بالا بیان شد، کماکان مفید خواهد بود؟

دلیل این امر با ارزش بودن درس ها و نکاتیست که می آموزیم. یک معامله گر نباید صرفا به دلیل کسب سود در چند دوره متوالی – که ممکن است ناشی از مهارت های وی هم نباشند، میزان خرید خود را افزایش دهد یا ریسک بیشتری را متحمل شود. همچنین او نباید میزان خرید خود را بعد از تجربه ی یک روند طولانی کسب سود، کاهش دهد.

این اطلاعات می تواند خبر خوبی برای معامله گران تازه کار باشد زیرا به آنها نشان می دهد که شاید دلیل ضرر آنها به ایراد یا مشکلی در سیستم معاملاتیشان برنگردد (یا اینکه دریابند سیستمشان صرفا به اصلاحاتی نیاز داشته باشد) و آنها فقط شاهد وقوع و تکرار نتایج بد هستند.

البته این خبر می تواند افرادی که اخیرا مدام سود کرده اند را کمی نگران کند و منجر به بازبینی مکرر استراتژی هایشان به منظور حفظ روند کسب سودشان شود؛ هر چند این نکته برخی اساتید تازه به دوران رسیده را نیز به چالش می کشد!

همچنین، این اطلاعات می تواند در تحلیلِ سودِ صندوق های سرمایه گذاری به سرمایه گذاران کمک کند. نتایج معاملاتی منتشر شده اغلب نشان دهنده ی سود های متغیر در بازه های زمانی می باشند؛ بالابردن اطلاعات آماری می تواند در درک اینکه آیا روند کسب سود ادامه خواهد یافت یا اینکه صرفا تصادفی بوده است به ما کمک کنند.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.